۱۴۰۴ مرداد ۱۰, جمعه

بی‌قراری

 


آشکاره‌گی وسعت آغوشم

تپش‌‌های پرنبض پنهان در پستان‌هایم


شیب تند در جوی‌باری که 

تب می‌چکد از قطره‌هایش


ابعاد درک ساقه در آن تنش بی‌قراری

که آمدن‌اش را به‌من وامی‌گذارد


زمان، در انتظار همراهیِ آمدن من

اما

شکفتن غنچه را به شاخه گره می‌زند


،رهگذر،

https://www.didareto.com

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

باغ شبنم

باغ شبنم شفق بر غنچه‌های تنم، پرده از مهتاب می‌گستراند اسم کوچک‌ات رمزی‌ست  برای بافتن بر گیسوان شفق، دور‌بودن‌های نزدیک‌مان را  دوست‌ می‌دا...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان