۱۴۰۴ مرداد ۲۶, یکشنبه

مروارید

 

 مروارید

لب که به‌مروارید پنهانم می‌‌گذاری
همه‌ی تنم می‌لرزد،
 نَفَس می‌‌شود،
 می‌طلبد
مثل همان روز اول
 که
یاد گرفتم لذت را با اسم کوچکت
 آرام
آرام 
زمزمه کردم

سفتی تمشک‌ها، هنگام به‌بار نشستن،
باز‌شدن غنچه، هنگام شکفتن،
برگشتن زبانم به‌لکنت،
لحظه‌ی جیغ‌زدن اسم تو
این‌ها واژه نه…
معنای عشق‌اند
دوست‌داشتن‌اند
خواستنِ دادن‌ لذت‌اند 

فضای اتاق آرام خواهد گرفت
اکنون
که اسم کوچک‌ات را جیغ می‌کشم

هنگام جاری شدن است
بر من
مثل شرابی کهنه، در شیار لبان تشنه‌ام،

نمی‌دانم
کدام‌ دیوانه‌تریم؟
من
که هر بند تنم
نام تو را تنفس می‌کند،
یا 
تو؟
که کم‌ترین لرزش لبانت 
بوسه‌ای‌ست
 که جهان‌ام را دگرگون می‌‌کند 
 دعوتم می‌کند
به میزبانیِ باران

رهگذر 

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

تنانه‌گی خواهش

تنانه‌گی خواهش رویا،  نفس‌مانند است  از امروز من بفردا که هر شب  در انتظار سحرگاهان می‌گذرد، فانتزی‌هایم نیاز خیال را بسوی تو می‌‌خوانند، کا...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان