۱۴۰۴ مرداد ۲۶, یکشنبه

آتشی در جزر‌و‌مدّ



 آتشی در جزرو‌مدٌ

در نگاهت فانتزی‌های من می‌چرخند 
به‌‌اشتیاق تو گره می‌خورند

می‌بینم رویاهای‌مان را
بسیار شبیه‌‌اند 
هر دو زمان را می‌سوزانند
واژه را در دوست‌داشتن می‌لرزانند

بیا 
خواب‌های همدیگر را نیز لمس کنیم
آن‌‌چنان عمیق که شادی هم بیدارمان نکند
تا
شکفتن غنچه را 
،در گرمای نفس‌های تو
قد کشیدن شاخه 
،را به‌حرارت دستان من
حس لطافت تمشک را 
،میان دندان‌های کودکانه‌ی تو
سازواره‌گیِ انارهای نورس را 
،با عطش انگشتان تو
و
جزرو‌مدّ جویبارِ را در آغوش من
به‌یاد بسپاریم
آن‌جا که رویای امشب
به‌خاطره‌های بی‌نهایت، پیوند می‌خورد

رهگذر

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

باغ شبنم

باغ شبنم شفق بر غنچه‌های تنم، پرده از مهتاب می‌گستراند اسم کوچک‌ات رمزی‌ست  برای بافتن بر گیسوان شفق، دور‌بودن‌های نزدیک‌مان را  دوست‌ می‌دا...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان