۱۴۰۴ مرداد ۲۶, یکشنبه

آینه‌ی نگاه


آینه‌ی نگاه 

 

مهتاب چگونه می‌تواند؟  

چنین هدیه‌ای را ارمغانم کند  


اغواگریِ من آیا  

در امنیت آغوش تو نهفته است؟  


نفس‌هایت  

تن‌خواسته‌هایم را تکرار می‌کنند  

بهارمانند  

که غنچه‌ها را بباران می‌نشاند  


اطمینان دارم  

زلال شانه‌هایت را  

از هم‌سوئی‌ام خالی نمی‌کنی  

تا آخرین لحظه‌ی آن اتفاق زیبا  


می‌دانم  

مرا به‌خودت می‌رسانی  

و از این شادم  


غنچه در شکافی

نهان  

زیبائی خود را  

در آینه‌ی نگاهت تماشا می‌کند  


دلم تنگ است  

به‌تماشای باران  

برای شکفتن غنچه  

 

شکوه اوج

در ایستائیِ زمان است

دیدارمان را تنظیم نکنیم  

هم‌زمان برسیم  

به‌لحظه‌ای  

که عشق را می‌شناسد  

به‌لحظه‌ای  

که تعریفِ همیشه‌های ما می‌شود  


قلب‌های‌مان  

شکل هم 

برای هم می‌تپند  


تندترین نفس‌های‌مان را  

آسوده بکشیم  

در تنگ‌ترین نقطه‌ی جهان،  

در آغوش من


رهگذر


شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

نرم‌سو

نرم‌سو در آغوش تو  هیجان گم‌شده‌ی دگمه‌ای را پیدا می‌کنم   که برای اولین‌بار،  به‌مهربانیِ انگشتانت   باز می‌شود آهسته   هوس در زبانم  طعم ب...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان