۱۴۰۴ مرداد ۲۶, یکشنبه

ضربان در آینه

 

 ضربان در آینه

به‌‌‌لذت‌‌ستانی و لذت‌دهیِ ما، 
 دوگانه‌‌گی بی‌معناست
هدفِ تن‌خواسته‌ی من‌و‌تو، 
یکی‌ست
که لحظه‌ها را
عاشقانه می‌نگارد

آرزومندی‌های تنم را در آینه‌ی نفس‌های تو می‌بینم
زلال بازوانت خواهش‌مندی‌هایم را آغوشانه‌تر می‌گیرد
چکاوک‌ها چکامه عشق سر می‌دهند
 قلبم در سینه‌ی تو می‌زند

غرورِ خواستن، خیس از بوسه‌های توست 
پرواز تن‌خواسته‌ات را به‌آسمان تنانه‌ی من رها کن.
طغیان شور و کام‌جوئیِ دل‌‌برانه‌‌ی من
دوگانه‌گی را با اولین جیغ‌ام می‌شکند.

به‌نورِ دو شمع در کنار هم، 
مانند-ایم
که زیبائی، 
بی‌مرزیِ آن‌هاست

تو دریا مانندی
 و من خورشیدوار
هر‌پگاه
از درون تو شعله می‌کشم
و 
عشق، 
گرمای نور من است
در گستره‌ی قلب تو 

رهگذر 

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

باغ شبنم

باغ شبنم شفق بر غنچه‌های تنم، پرده از مهتاب می‌گستراند اسم کوچک‌ات رمزی‌ست  برای بافتن بر گیسوان شفق، دور‌بودن‌های نزدیک‌مان را  دوست‌ می‌دا...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان