۱۴۰۴ مرداد ۲۰, دوشنبه

گیسوان آب

 



 لرز شانه‌‌‌‌هایت را نفس می‌کشم 
مثل ماهی آب را

پا‌به‌پای تو
زنده‌گی مانند،
نفس‌هایت را
 رفتن‌وآمدنت را پی می‌گیرم

طوفان را در فَوَران رگ‌کرده،
ورق می‌زنم
می‌خوانم 
طوفانِ دل‌تنگیِ موی‌رگ‌‌های آب،
 ‌‌دل‌تنگی‌‌های بر زبان نیامده‌ی من-اند

هوس‌های دل‌برانه‌گی‌ام 
رعد و برق در آغوشم
به‌سرکش‌ترین شعله‌‌‌‌‌‌ها گره می‌خورند

تو را پنهان می‌کنم آغوشانه‌تر
در ‌بُریده‌‌های اسم کوچک‌‌‌ات
 تا
باران
 لبان تشنه‌ی شتابم را بوسه زند

بوسه‌ی آرامش،
آرامشِ بعد از طوفان

شبنم را به‌گیسوی رنگین‌کمان می‌بافم
 آغوش تو می‌فهمد مرا
مانند کودکی
 که اشارات شادی را در می‌یابد
 بی داوریِ واژه

قاب واژه می‌شکَنَد
جیغ آرزو
رنگِ ترانه می‌گیرد
 در گلوگاه شاعرانه‌ام
مانند نفس‌های خورشید
 در آواز رنگین‌کمان بنفشه

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

شکوفه زیر شبنم

شکوفه زیر شبنم تصویر من  در چشمانت  نشان‌گر اعترافی‌ست ناگزیر راز قلبت را  آینه‌ی نگاهت فاش می‌کند پستان‌هایم را  زمزمه‌وار می‌نوشد عریانی‌ِ...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان