۱۴۰۴ مرداد ۲۲, چهارشنبه

لب‌ریزی

 

لب‌‌ریزی

شفق تا ترا تن‌واره‌‌گیِ من کند
ردّ پایت را در قلبم دنبال می‌کند
خودت را جا گذاشته‌‌ای؟

نفس‌هایت مهتاب مانند-اند
در کوچه‌‌های تاریک تنم
در آسمان غروب‌گونه‌گیِ گیسوانم

با چشمان نیمه‌‌باز
 همراهیِ مهتاب می‌کنم
تا نگاهت را در آن به‌بینم
آن‌چنان پُر از هوسی
که سرمی‌روی از آینه‌ی سینه‌‌‌ام

دو کبوتر جوان اوج می‌گیرند 
پروازشان موج درچشمه می‌اندازد
تا در لای لبانت لانه بسازند

فواره
چون از پیله در آید
پروانه‌ای‌ست به‌‌لب‌خند غنچه،
رقص زیبایش در حوضچه‌‌‌ی
 استوانه‌‌‌ایِ من
بازسُرائیِ نام تو را عادت می‌دهد
به‌زنبق
با ستایشی فرا محدوده‌ی واژه،

غوطه‌‌وریِ شاخه در شادیِ آب 
 عطر رنگین‌کمان می‌چیند
در بارِش آن باران ریز

تو اما
خورشید مانند
زیباتر می‌تابی پشت‌سر هر باران

پسِ پشتِ لب‌ریزیِ آن شراب، 
مستی از آن‌گونه می‌رُویَد
که هوای خواهش در رگ‌کرده‌گیِ تمشک

رهگذر


شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

نرم‌سو

نرم‌سو در آغوش تو  هیجان گم‌شده‌ی دگمه‌ای را پیدا می‌کنم   که برای اولین‌بار،  به‌مهربانیِ انگشتانت   باز می‌شود آهسته   هوس در زبانم  طعم ب...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان