۱۴۰۴ مرداد ۲۰, دوشنبه

عطر آینه

  


عطر آینه

آن هنگام که به‌‌‌پرواز اوج می‌گذریم
در پوست نمی‌گُنجم

تو عطر آینه را، میان پستان‌های من می‌بوسی
من سرافرازیِ قامت شاخه را
آمیخته‌ با بوی خوشِ غنچه
 به‌ زیبائی لحظه‌ی اکنون می‌سپارم

لحظه در چشمانت برق می‌زند
نگاهت از ثانیه‌‌‌ها می‌گذرد
 تو را از ردّ ستاره‌‌هایِ تنم پیدا می‌کنم
به تازه‌گیِ روز اول
با آن لرز بی‌ارادیِ تنم
که عطر دل‌داده‌گی را در آینه‌ی چشمانت شناختم

برهنه‌ام کردی
مانند یک ابر سبک 
لغزیدی به‌اوج سربهوای پستان‌هایم

 بوی وحشیِ قلبت را در لبانت پیدا کردم
اولین‌بار که بوسیدم،

از آن روز تا به‌امروز، 
لبانم بوی تو را می‌دهند

رهگذر 

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

نقاشیِ لرز

نقاشیِ لرز رویا نفس‌مانند است  در گذرِ روزهای من،  در انتظار سپیده‌دم هر شب، نیاز خیالم،  رویایی‌ست آرمیده در آغوش تو.  زیبائی داشته‌‌هایم ر...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان