۱۴۰۴ مرداد ۱۶, پنجشنبه

شروع به‌باریدن می‌کنم

  


دست به ستاره می‌سایم،

 شکوفه‌های سیب را لمس می‌کنم

مانند پای آتش نشسته

قصه از توست


ترا می‌بینم

مثل موج در آغوشم می‌گیری

مست از شراب من

دیوانه‌تر از من


با تکرار اسم کوچک تو

بی‌آن‌که کسی صدایم را بشنود

نوک پستان‌هایم به ابر‌ها می‌رسند

ساقه‌‌ را در حال قد کشیدن می‌بینم


ترا بدرونم می‌کشم مثل نفس

مانندِ ماه که به‌‌‌‌دریا فرو می‌رود

شروع به‌باریدن می‌کنم 

اسم تو چکّه می‌کند

غنچه با گُل‌‌برگ‌‌هایش غرق شبنم اند


من‌را نگاه کن‌

این‌جا باران می‌آید

فقط همین‌جا  


پشت پنجره‌ی من

رهگذر

https://www.facebook.com/didar.didareto/


شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

نقاشیِ لرز

نقاشیِ لرز رویا نفس‌مانند است  در گذرِ روزهای من،  در انتظار سپیده‌دم هر شب، نیاز خیالم،  رویایی‌ست آرمیده در آغوش تو.  زیبائی داشته‌‌هایم ر...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان