۱۴۰۴ مرداد ۱۶, پنجشنبه

اتفاق مهربان



گرمای خیسِ لبانت
هدیه‌ای‌ست آسمانی
که در پگاه تنم
ماه را به‌‌خورشید
بدل می‌کند،

لب‌هایم، لبالب، لبریز از هوسِ رقص 
با ساز توست
طعم لبانم را ورق بزن

رنگ نجواگونه‌‌گی صدایم
وقار مردانه‌گی‌ات را می‌ستاید
عاشق لذت‌ستانیِ تو ام

لذت از هر گوشه‌ی تنم می‌ریزد
 غنچه در التهاب شیارم
شکوفه می‌زند

نوازشِ سروَریِ تو
لحظه‌‌های شرم در شرم‌گاه زنانه‌گی‌‌ام را
می‌‌پرستد
بهار دخترانه‌گی‌ام پرده ‌‌ها را کنار 
می‌زند
 به‌‌‌این، اتفاق مهربان

سیزدهِ عشق‌ام را
 اندامم را
به‌‌شاخه‌ی سبزینه‌گیِ تنت
گره می‌‌زنم

تنگم در آغوش بگیر
چنگم بزن
دلم طراوت باران می‌خواهد
پُرم کن


رهگذر

https://www.facebook.com/didar.didareto

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

تابستانِ غنچه

  تابستانِ غنچه چشمانم در شفق، ماه‌‌گَردی می‌کنند دل‌دار برگزیده‌‌ام را در دل مهتاب، مانند نازک نسیمی احساس می‌کنم که می‌خواهد نفس‌سوزی...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان