۱۴۰۴ مرداد ۱۸, شنبه

چگونه

 

 چه‌گونه
 در تو-ام
که حتی خدا هم خیال می‌کند
مرا گُم  کرده‌‌است ‌

چه‌گونه 
توانستم
شدّت موج گل،
 هم‌‌آغوشیِ قطره با شبنم را
با چشمان تو به‌بینم

شب را
 لحظه‌ی را
در شعله
درآتش
بادستان تو به‌‌‌سایم

چه‌گونه
مضراب قلب‌‌‌‌‌ات
 ترانه‌ی آغوش‌‌‌‌ات 
با من همراهی کرد

غنچه رگ کرده،
چنان‌که
 
 از پستان، گرمای اشتیاق
می‌ریزد

تشنه‌گیِ آینه به‌‌کرشمه
هوس‌ در لبانم به‌ابرها 
می‌رسید

چه‌گونه 
عریانیِ پستان‌های سر‌بهوایم
 به شکوه اکنونه‌گیِ شب سرمی‌ساید

چه‌گونه 
بی‌اراده قفل می‌شوم
به‌‌کمرگاهی
که طعم ‌زنده‌‌‌گی می‌دهد

چه‌گونه
عاشق‌پیشه فروکشیدن،
 به‌‌لذت نٓفٓس‌ بسوی آینده
به‌‌جنون تولد دیگر
مانند است

چه‌گونه
قلم به‌‌تماشای غنچه
 بوئیدن بوسه
سربلند، راست قامت
با آب‌‌‌‌دیده‌گی
در‌آمد
و
من زیبا شدم

رهگذر

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

شکوفه زیر شبنم

شکوفه زیر شبنم تصویر من  در چشمانت  نشان‌گر اعتراف‌ی‌ست ناگزیر راز قلبت را  آینه‌ی نگاهت فاش می‌کند پستان‌هایم را  زمزمه‌وار می‌نوشد عریانی‌...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان