سهم من بود
لبخند آن ماهی که جویبارم را خیس کرد
در انتظار دانههای تازهی باران
زیر بارانم لب میگشود
در آتش تنخواستههای شادمانهی شبانهام
ستارهی اوجهایم را
در تنگنای آن فضا ستایش میکرد
رهگذر
https://www.facebook.com/didar.didareto
باغ شبنم شفق بر غنچههای تنم، پرده از مهتاب میگستراند اسم کوچکات رمزیست برای بافتن بر گیسوان شفق، دوربودنهای نزدیکمان را دوست میدا...