۱۴۰۴ مرداد ۱۸, شنبه

اشتیاق


تن با نسیم نرم پگاه می‌شُویم
روی چمن‌زار سینه‌ات 
آرام می‌گیرد
راز اشتیاقم

پیرهن عشق از نفس‌های تو
 تن  می‌کنم
دنیا گم می‌شود

ستاره، مهتاب
دریا، فانوس
عطر تنم در سرانگشتان تو
فَوَران شبنم
بهار
همه 
شعر می‌شوند قبل‌ از سُرودن
لُخت اگر شوم

زیباترین‌های عمرم را می‌شنوم
در زبان سکوت تو
از خاموشیِ لبانت،
وقتی به‌‌ لکنت می‌افتم
آزاد می‌شوند
واژه‌‌ ها‌ از بند قاب 

لحظه‌ای‌ست  ورای زمان
رازوَرزانه‌گیِ بازوانت،
 فاصله را می‌ربایند

راه من رها می‌شود
زیبائی‌ام را در چشمان تو می‌بینم
مثل عطر گل در قلب غنچه

خانه در آب دارم
خیسم
 از رویای موج دل‌باخته‌گیِ تو

رهگذر


شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

جوانه‌ی شب

  جوانه‌ی شب زیرِ این تن‌پوشِ حریر، اندامی‌ست که برهنه‌گی را از یاد نمی‌برد. دستت، از کمرم که پایین می‌آید، تن‌پوشِ شرمم ترک برمی‌دارد؛ داغ ...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان