۱۴۰۴ مرداد ۱۸, شنبه

نرمی خیس



 رویاها
میان من و شب
واقعیت در تصنیف فانتزی‌‌هاست

پیوند عشق می‌‌بندند 
با تپش‌های گوارای قلبم‌ 

مانند طعم ترانه
تو را در شعر شکل می‌دهند
که تنفس‌کردنی 
مثل هوا
دوست‌داشتنی
مثل نهایتی

گاهِ بودن با تو
چه‌ها که با حجم شبم می‌کند
فاصله را می‌رباید
هوایِ آغوشم را به‌آتش می‌کشد

رازوَرزانه‌‌گیِ
لحظه‌ی بی‌‌همانند ِ 
،اکنون،
به‌‌اشک شوق شیشه‌های پنجره
مانند است
پس از باران

دو 
پرنده‌ی شادزی
توت فرنگی‌های سایه‌دار
گرمایِ نرم می‌نوشند
از نهان‌گرائیِ خواستن،
در پیاله‌ی نافم

خوشا به‌غنچه در آغوش قطره‌‌‌‌ها
دل آویخته‌ی ساقه
در نرمیِ خیس،
چنان خیس که زیر باران
سرزده از اشتیاق

رهگذر

https://www.facebook.com/didar.didareto

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

نقاشیِ لرز

نقاشیِ لرز رویا نفس‌مانند است  در گذرِ روزهای من،  در انتظار سپیده‌دم هر شب، نیاز خیالم،  رویایی‌ست آرمیده در آغوش تو.  زیبائی داشته‌‌هایم ر...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان