۱۴۰۴ مرداد ۱۸, شنبه

هدیه

 


چشمک‌های
فانوس ساحل آغوشم
راز و رمز دریا را بی‌‌واژه می‌گوید
کافی‌ست زنبق را از زبان آب
عاشقانه حس کنی
عطر قطره را هنگام سُریدن به‌‌گرمای بادام 
به‌بینی
نیازی به‌‌ تفسیر نیست

الهام متفاوت
 من 
و 
تو
‌یک هدیه‌‌ی کاملا بکر و دل‌خواسته
ارمغان می‌‌آورد
اندوخته‌‌‌ها‌ی خودجوش،
در آغوش‌‌‌به‌همِ ما
 خود می‌چکند از لا‌به‌‌‌‌‌‌لای لبان شکوفه  

بیا
عهد را به‌گیسوی  فرایندهای تازه 
 به‌‌بافیم

رهگذر

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

جوانه‌ی شب

  جوانه‌ی شب زیرِ این تن‌پوشِ حریر، اندامی‌ست که برهنه‌گی را از یاد نمی‌برد. دستت، از کمرم که پایین می‌آید، تن‌پوشِ شرمم ترک برمی‌دارد؛ داغ ...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان