۱۴۰۴ مرداد ۱۲, یکشنبه

لبانم شاهد-اند



به‌لب‌گزیدن‌های آن شبم فکر می‌کنم

لحظه‌‌هایش را مرور می‌کنم

بی‌آن که دل‌تنگ-‌‌اش‌‌ باشم


در آن هنگام که الف آرزوی خوش‌خط تو

 در تنگنای زیبا پرانتز () آغوشم

انتظار قطره‌های تازه‌‌تری می‌کشید


ناگها   

ریزبارانی از آسمان پنهانم

‌‌لبه‌‌های ساحل‌ام را فراگرفت


جیغ‌‌هایم در اوج بی‌واژه‌گی خیس  

زمزمه‌‌ای از عمق خواستن بود

که زن‌بودنم را

در آن قطره‌های گم‌شده پیدا کرد


آواهایی بود بی‌زمان،
نه سایه‌ای از دیروز،
نه پیش‌درآمدی برای فردا

پژواکی‌ بود منحصر به‌ تشنه‌گیِ آن لحظه،


خنیایی بود که هرگز نشنیده بودم

از فراسوی اوج شادی کشیده می‌شد 

که رازِ آن خواهشِ سیری‌ناپذیرم را
نشان دهد،

تا به بینی
چگونه تن‌ام
تمامت را
بیش‌تر،
و باز هم
بیش‌تر
می‌خواهد.


رهگذر

https://www.facebook.com/didar.didareto

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

باغ شبنم

باغ شبنم شفق بر غنچه‌های تنم، پرده از مهتاب می‌گستراند اسم کوچک‌ات رمزی‌ست  برای بافتن بر گیسوان شفق، دور‌بودن‌های نزدیک‌مان را  دوست‌ می‌دا...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان