۱۴۰۴ مرداد ۱۷, جمعه

آغوش باران

پنجره در انتظار باران

هوای آغوشم بارانی‌‌ست
ابر ها را تو صدا کردی
بیا

انگشتانم دست‌‌بگردن دانه‌های باران
بیا
قطره‌ها را به‌جویبارم روانه کنیم
تشنه‌گی،
 شبنم گل‌برگ‌ها را ببوسد

باغ 
لیموهایِ نو رسیده‌‌ام 
بوی زنده‌گی می‌دهد 
چون بهار

لب‌‌های جادوگرم آب را سربالا می‌برند
در آتش‌‌‌‌دانم

بیا
پرشورتر 
این غروب ساده‌‌ را عاشقانه کنیم
بال‌به‌‌بال همدیگر اوج بگیریم
بیاسائیم آن‌جا‌‌ که تا امروز نرسیده ایم
به‌طعم زیباترین گناهانی که تا امروز نکرده‌ایم

زنانه‌گیِ من
 زیبائیِ آرامش
عطر لطافت را
 ارمغان‌‌مان می‌کند
در خلوت هیجان‌‌مان

رهگذر
https://www.facebook.com/didar.didareto/

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

نقاشیِ لرز

نقاشیِ لرز رویا نفس‌مانند است  در گذرِ روزهای من،  در انتظار سپیده‌دم هر شب، نیاز خیالم،  رویایی‌ست آرمیده در آغوش تو.  زیبائی داشته‌‌هایم ر...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان