۱۴۰۴ مرداد ۱۴, سه‌شنبه

چشمه‌سار

 

چشمه‌سار

هنگامی که پای غنچه‌های من در میان باشد
گرمای بهاریِ سرانگشتانت
معجزه‌ی‌ چشمه‌ی نوری‌ست
ستودنی

برکه باران را صدا می‌زند
که
عشق نیازمند لب‌گشودن و کلام نبست
نیم‌خند در لبان پسته، ژرف‌ترین معناست

لای پستان‌هایم شمعی
روشن کردی
که همیشه‌های دوشیزه‌گی‌ام
با عشق و وصال بسر می‌برند

لای ران‌هایم ستاره‌ای
چشمک میزند،
تپیدن‌های دلِ غنچه‌ای را در آن‌
جا گذاشته‌ای
که همه‌ی نقطه‌های این جغرافیا را
به زنانه‌گیِ من می‌رساند

پا بپای من رقصیدن‌‌ات را عاشقم
لذت لحظه را در چرخش آرام آن
بهتر می‌فهمم

مرز گذشته با آینده
برداشته می‌شود
با نوشیدن صدای تو
در طنین جیغ‌‌های من

تکرار رَوَنده‌گی و آمدنت در این تنگه،
دوام زنده‌گی،
ادامه‌ی حیاتِ این لحظه‌هاست
مانند فرورفتن و برآمدنِ نفس
بسوی آینده

نوک پرگار
در آن خلوت‌کده،
دایره‌ی فانوس دریا را
روشن می‌کند
که آتش را در آغوش آب
سوزان‌تر
به‌بینیم
من
و
تو

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

نرم‌سو

نرم‌سو در آغوش تو  هیجان گم‌شده‌ی دگمه‌ای را پیدا می‌کنم   که برای اولین‌بار،  به‌مهربانیِ انگشتانت   باز می‌شود آهسته   هوس در زبانم  طعم ب...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان