لابهلایِ تو
نفسهایم را جا گذاشتهام
کافیست دستت را
بین موهایت
روی سینهات
لای رانهایت
بکشی
یا گرمای لبانت حسکنی؛
منم که در هوای تنات پخش میشوم
صابر شریفی
رهائی از واژه غریزههایم عاشق شبانه-رویاهای مناند، سرشار از تو. شباهنگام، که طعم تمشک پستانهایم را با مخملین پُرز زبانت مینوشی. پِسته،...