۱۴۰۴ مهر ۴, جمعه

کافی‌ست

 


یک لمس کافی‌ست
تا میوه‌ی رسیده
از شاخه جدائی کند

بهار دوم کافی است تا ابر
از سرنوشت خویش خبردار شود

سیبی یا خیال سیبی
تا شاخه،
شهوت زنانه‌ی خود را آرام سازد

صخره‌ای یا حسرت صخره‌ای
برای آن که چشمه، 
جوشیدنِ در راهِ خود را بیاموزد

ستاره‌گانی صبرشان به‌سر رسد
تا ماه آغاز بیداری را خبر دهد

گُل‌برگی یا نجوایی از غنچه
تا ماه خرّم شود 

احتمالاتی چنین کافی است
تا دل
وظایف تنانه‌گی را دگرگون کند

امّا من می‌گویم
یک شب، آغوشی از عشق
کافی است 
تا زن باشم
که زیبائی را امضا کنم

جمانه حداد

https://www.facebook.com/didar.didareto

شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

مرز یا آغاز

مرز یا آغاز  زبانم لای لبانت ریزآب داغ دهانت را  در نزدیک‌ترین هم‌لغزیِ احساس می‌کند بازدمم با نفس‌ریزیِ تو درهم می‌آمیزد. بی‌هیچ سایه‌ای بی...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان