۱۴۰۴ مرداد ۱۴, سه‌شنبه

پَر

برگونه‌‌هايم دو بوسه می‌نهی

نرم تر از آه 

دو پروانه 

روی گونه‌‌هايم 

سبك تر از نگاه .

و آهسته بدرود می‌گوئی.

من می‌‌مانم 

و 

اتاقی كه بوی تو را دارد

بوی تو می‌آيد 

و 

پشتم تير می‌كشد

و

دانه های عرق 

از شانه هايم 

می‌چكد

من و بسترم تب می‌كنيم 

بازوانم را دور بالش می‌‌پيچم 

و چهره ام را بر آن می‌فشارم 

بال پروانه ها

روی گونه‌هايم 

می‌ماسد

و

از گرمای تنم 

بالشم

تر می‌شود

كبوتر می‌‌شود

می‌پرد

و 

در بسترم 

يك بغل 

پر می‌ماند.

يادم نرود

چند پر ميان دفترم بگذارم

شعرهای عاشقانه‌ی فردا را ...


.زیبا کرباسی.


شعر، تجربه‌ای‌ست از پیوندِ تن، طبیعت و زبان؛

شعری در اوج

تصویر از رهگذر رفتن‌ات را ادامه ‌دِه   از اغواها و غوغاها… تمنّاها و حسرت‌ها من دوست دارم از تو شدن‌را؛ در تو بودن را؛   در من شدنت را؛ در ...

محبوب‌ترینِ خواننده‌گان